خرید بک لینک

مفهوم عدالت در انديشه امام چيست؟ راه هاي برقراري عدالت اجتماعي در جامعه از ديدگاه حضرت امام کدام است؟

مفهوم عدالت
عدالت در نظرگاه انديشمندان تعاريف مختلف يافته است و اين گوناگوني تعاريف با اختلاف شرايط حاکم بر جوامع مناسبت فراوان دارد. به طور مثال در قرون وسطي متفکرين و فلاسفه توجه خاصي به طبيعت و نقش آن بر انسان و حکومتها داشتند و عدالت را نيز رفتار مطابق با طبيعت معنا مي کردند. اما کم کم که در دوره هاي رنسانس و در عصر روشنگري معاني ديگري همچون تامين منافع متقابل مي يابد.
اين وضعيت در ميان مسلمين نيز حاکم بوده است و مي توان آن را به خوبي در تعاريفي که در آنها از عدالت داده اند نشان داد. به طور مثال شيخ انصاري عدالت را به معناي “استوار، استقامت يا هر دو آنها” (4) تعريف کرده است. مرحوم علامه طباطبايي در تعريف عدالت مي فرمايد: “حقيقت عدل برپا داشتن مساوات است و برقراري موازنه بين امور، به طوري که هرچيزي سهم مورد استحقاق خويش را داشته باشد و در همه امور که در اين نکته در جايگاه مستحق خويش هستند مساوي گردند” (5.) استاد مطهري در اين باره مي نويسد: “قطع نظر از اجتماع، عدالت عبارت است از اعطا حق به ذي حق يا عدم تجاوز به حق ذي حق” (6) همچنين گاهي عدالت را “رفتار مطابق قانون” تعريف کرده اند. البته در سخنان حضرت علي (ع) عدالت در يک مورد به معناي “انصاف و ميانه روي و اجتناب از افراط و تفريط، در جاي ديگر به مفهوم قراردادن هر چيز در جاي خود و در موردي به معناي سياست عمومي آمده است.” (8)
يکي از تعاريف قابل توجه تعريف شهيد آيت الله سيدمحمد باقر صدر است که در تعريف عدالت مي گويد: “عدالت عبارت است از استقامت بر شرع و طريقت اسلام” (9) و در ادامه مي افزايد: “اينگونه عدالت در مسئوليت هاي نظير مرجعيت علياء ولايت عامه بر مسلمين، قضا، امامت نماز جماعت و جمعه و اقامه شهادت شرط است و سزاوار است در درجه عالي از عدالت باشد و استقامت و اخلاص براي خدا در وجود او ريشه دوانده باشد.” (10) و در جاي ديگر در تعريف عدالت مي نويسد: “عدالت عبارت است از رعايت حد وسط و اعتدال در سلوک و رفتار” (11.) عدالت داراي اقسامي است. برخي آن را به عدالت الهي و غير الهي تقسيم نموده اند و عدالت الهي را بر سه قسم مي دانند: عدالت تکويني، عدالت تشريعي و عدالت جزايي. عدالت غيرالهي نيز به اقسامي چون عدالت فردي و اجتماعي تقسيم شده است که عدالت اجتماعي شامل عدالت قضائي، عدالت اداري، عدالت سياسي و عدالت اقتصادي مي گردد (12.) در اين مقاله عدالت به فردي و اجتماعي تقسيم شده است. در ميان انديشمندان مسلمان گذشته به بحث عدالت اجتماعي زياد پرداخته نشده و بيشتر به عدالت فردي توجه شده است. اقبال به عدالت اجتماعي را بيشتر در ميان متاخرين مي توان شاهد بود. امام خميني در تعريف عدالت فردي چنين مي نويسد: “عدالت حالت نفساني است که انسان را بر ملازمت تقوي بر مي انگيزد و از ارتکاب گناهان بزرگ و کوچک باز مي دارد تا چه رسد بر اصرار بر صغاير که از کباير شمرده مي شود. همچنين عدالت، انسان را از ارتکاب اعمالي که عرفا دال بر عدم مبالات در دين است باز مي دارد” (13.) اصطلاح “عدالت اجتماعي” نيز همچون واژه “عدالت” از معاني فراواني برخوردار است. استاد مطهري در تعريف عدالت اجتماعي مي گويد: “خلاصه سخن اين شد که معناي عدالت و مساوات اين است که ناهمواري ها و پست و بلنديها و بالا و پايين ها و تبعيض هايي که منشااش سنتها و عادات يا زور و ظلم است بايد محو شود و از بين برود و اما آن اختلافها و نفاق هايي که منشا آن لياقت و استعداد و عمل و کار و فعاليت افراد است بايد محفوظ بماند. همان طور که در مسابقه “ميدان مسابقه بايد هموار باشد، مساوي و هم سطح باشد، براي همه يک جور باشد، امکانات اجتماعي بايد براي همه فراهم شود، شرايط شرکت در مسابقه اجتماعي براي همه فراهم شود” (14.) شهيد سيدمحمدباقر صدر در تعريف عدالت اجتماعي مي نويسد: “عدالت اجتماعي، عدالتي است که مسئوليتهاي اجتماعي در خلافت عمومي انسان بر آن استوار است. همان وجهه اجتماعي عدل الهي است که پيامبران مناديش بودند و رسالت آسمان بر آن تاکيد داشته است و اين اصل دوم از اصول دين است که همواره پس از توحيد عنوان مي گردد” (15.) مي توان شاخصهاي عدالت را در سخنان امام خميني يافت. براي مثال ايشان در سخناني بيان کرده اند که: با جمهوري اسلامي سعادت و خير و صلاح براي همه ملت است. اگر احکام اسلام پياده شود مستضعفين به حقوق خود مي رسند. تمام اقشار اسلام به حقوق حقه خودشان مي رسند، ظلم و جور ريشه کن مي شود. در جمهوري اسلامي آزادي است، استقلال است، همه اقشار ملت در جمهوري اسلامي بايد در رفاه باشند، در جمهوري اسلامي براي فقرا فکر رفاه خواهد شد، مستمندان به حقوق خودشان مي رسند، عدالت الهي سايه مي افکند” (16.) حضرت امام( ره)نمونه روشن عمل به عدالت اجتماعي را در سلوک پيامبر اکرم (ص) و حضرت علي (ع) مي بيند و مي فرمايد: عدالت واقعي اين است که در ارتباط با دول و معاشرت با مردم و معاملات با مردم و دادرسي و قضا و تقسيم درآمد، مانند حضرت اميرالمومنين (ع) رفتار شود (17) و مي فرمايند: حاکم عادل رسول اکرم (ص) است و اگر فرمان داد که فلان محل را بگيريد، فلان خانه را آتش بزنيد، فلان طايفه را که مضر به اسلام و مسلمين و ملت هستند از بين ببريد، حکم به عدل فرموده است. اگر در چنين مواردي فرمان ندهد، خلاف عدالت مي باشد، زيرا ملاحظه حال اسلام و مسلمين و جامعه بشري را نکرده است” (18.) امام نيز به پيروي از سنت ائمه (ع) خواهان برقراري عدالت اجتماعي در جامعه است، عدالتي که به تعبير ايشان “در آن هيچ ظلمي نباشد”، “شخص اول با آن فرد آخر همه علي السوا در مقابل قانون باشند” (19) و برقراري چنين اسلامي را براي همه و به نفع همه دانسته اند” (20.) البته در بحث عدالت فردي و عدالت اجتماعي بايد به اين نکته اشاره نمود که در نظر حضرت امام، اصل، عدالت فردي است و ايشان عدالت فردي را زيربناي عدالت اجتماعي مي دانند و اگر تاکيدي هم بر عدالت اجتماعي مي کنند براي تقويت بعد فردي آن است. ايشان در جايي مي فرمايند: “همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداري اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد، پاسداري از عدالت باشد. پاسداري از عدالت اين است که پاسدار خودش داراي عدالت باشد تا بتواند پاسداري از عدالت کند” (21.) شهيد آيت الله بهشتي نيز بر اين مسئله تاکيد داشته است چنانکه مي گويد: “در جامعه اسلامي زيربناي همه عدل ها، عدل اخلاقي است. حتي عدل اقتصادي و عدل سياسي به دليل نقشي که در عدل اخلاقي دارد مورد توجه است. به طوري که اگر در مقطعي از زمان ديديم که عدل اخلاقي را بايد قرباني کنيم تا به عدل اجتماعي يا عدل اقتصادي برسيم، حق نداريم اولويت را به عدل اقتصادي بدهيم و عدل اخلاقي را قرباني کنيم. اصل عدل اخلاقي و معنويت است (22.)
عدالت و مساوات
بسياري از اوقات اين مقوله عدالت با برابري يکسان انگاشته مي شود، در حالي که با يکديگر تفاوت اساسي دارند. عدالت همان طور که گذشت به معناي “دادن حق صاحبان استحقاق بدون هيچ تبعيضي در ميان آنان” (23) است. بايد توجه نمود معناي عدالت اين نيست که مردم همه در يک درجه و مقام قرار گيرند، زيرا جامعه خود درجات و مقامات دارد.
پس بنابراين بايد درجه بندي شود. کاري که بايد نمود آزاد گذاشتن افراد است تا هرکس با توان و استعدادي که دارد در مسابقه شرکت نمايد چرا که مقتضاي عدالت اين است که تفاوتهايي که خواه ناخواه در اجتماع هست تابع استعداد و لياقتها باشد (24.) اما مراد از مساوات اين است که افراد بشر در مقابل قانون مساوي هستند (25.) يعني امتيازات موروثي، نژادي، ملي، اعياني و ديني در قوانين سياسي اجتماعي، حقوقي و اقتصادي که فرصتهاي برابري را براي دسترسي به نظام سياسي “دستگاههاي اداري، تهيه منزل، آموزش، شغل و... در اختيار افراد جامعه قرار مي دهد، ناديده گرفته مي شود” (26.) مساوات خود به دو قسمت تقسيم مي شود: مساوات شرعي و مساوات عرفي. مساوات عرفي همان است که ما در تعريف مساوات ذکر کرديم. يعني برابري همه افراد در برابر قانون. اما مساوات شرعي با مساوات عرفي تفاوت دارد. زيرا در مساوات شرعي افراد به تناسب وضعي که دارند مثلا عالم يا جاهل، پير يا جوان، مکلف يا غيرمکلف و... قانون جدايي دارند اما همه در برابر آن قوانين با تناسب وضع خود مساوي اند در حالي که در مساوات عرفي قانون براي همه يکسان است. اگر به تاريخ معاصر خود بنگريم همين بحث از موارد اختلاف شهيد شيخ فضل الله نوري با علماي مشروطه خواه بود. شيخ فضل الله مساوات را که در عصر مشروطيت با عنوان “مساوات عرفي” مطرح شده بود، ناصحيح دانسته و اعلام داشته بود: “محال است با اسلام حکم مساوات” و افزود: “احکام اسلامي تفاوت فراواني بين موضوعات مکلفين در عبادات و معاملات و تجارات و سياسات از بالغ و غيربالغ و مميز و غيرمميز و عاقل و مجنون و صحيح و مريض و... مي گذارد.
بنابراين چگونه يک مسلمان مي تواند از قانون پيروي کند که همه مردم را برابر مي خواند” (27.) آيت الله نائيني از علماي مشروطه خواه آن دوران که نظرات خويش را در خصوص حکومت مشروطه در کتاب مهم و گرانبار “تنبيه الامه و تنزيه المله” نگاشته است، ضمن تمايز گذاردن ميان مساوات شرعي و مساوات عرفي مي نويسد: “... در عناوين خاصه بين مصاديق و افراد آن عنوان نسبت به عموم اهل مملکت بعد از دخول در آن عنوان اصلا امتياز و تفاوتي در بين نباشد، مثلا مدعي عليه وضيع باشد يا شريف جاهل باشد يا عالم، کافر باشد يا مسلم، هرکه باشد حکم صادر از حاکم شرع نافذالحکومه بر او مجري گردد و تعطيل بردار نباشد و احکام مخصوصه بخصوص مسلمين يا اهل ذمه بدون تفاوت بين اشخاص هريک از فريقين اجرا بايد الي غير ذلک من العناوني المختلفه” (28) و پس از توضيح مساوات عرفي مي فرمايند: “هر حکمي که به هر موضوع و عنواني به طور قانونيت و بر وجه کليت مرتب شده باشد، در مرحله اجرا نسبت به مصاديق و افرادش، بالسويه بدون تفاوت مجري شود جهات شخصيه راسا غيرملحوظ و اختيار وضع و رفع و اغماض و عفو از هرکس مسلوب است و ابواب مختلف و رشوه گيري و دل بخواهانه حکمراني به کلي مسدود است” (29.)
جايگاه عدالت در اسلام
جايگاه عدالت در اسلام از اولين و مهمترين راههاي برقراري عدالت در جامعه، تشکيل حکومت است تا حکومتي نباشد، نهادي نيز براي برقراري عدالت وجود نداشته، ظلم و ستم و هرج و مرج حاکم خواهد بود.
اينکه حکومت از چه راهي برقرار گردد فعلا منظور و مورد بحث نيست که خود بحث گسترده و مهمي است. آنچه مورد نظر است، اين است که جامعه ناگزير از حکومت است. امام علي (ع) در کلامي گرانقدر مي فرمايند: لا بر للناس من امير براو فاجر يعمل في امرته المومن و يستمتع فيها الکافر”. مردم به زمامداري نيازمندند خواه نيکوکار باشد يا بدکار و تا مومنان در سايه حکومتش به کار خويش مشغول و کافران هم بهره مند شوند.(30) حکومتي که داعيه اسلامي بودن دارد، موظف است عدالت اجتماعي را در جامعه برقرار سازد. امام خميني، رهبري که توانست حکومت اسلامي تشکيل دهد، هدف از تشکيل حکومت را برقراري عدالت اجتماعي در جامعه ذکر نموده است: عهده دار شدن حکومت في حد ذاته شان و مقامي نيست، بلکه وسيله انجام وظيفه اجراي احکام و برقراري نظام عادلانه اسلام است”(31) و در جاي ديگر مي فرمايند: حکمت خداوند بر اين تعلق گرفته است که مردم به طريقه عادلانه زندگي کنند و در حدود احکام الهي قدم بردارند. اين حکمت هميشگي و از سنتهاي خداوند متعال و تغييرناپذير است. بنابراين بر مسلمين و در پيشاپيش آن بر روحانيون و طلاب علوم دينيه است که بر ضد تبليغات دشمنان اسلام با هر وسيله ممکن قيام نمايند تا روشن شود که اسلام براي تاسيس حکومت و عدالت گستري که در آن قوانين مربوط به ماليات و بيت المال و... وجود دارد آمده است. اسلام همان حکومت است با شئوني که دارد و احکام و قوانين اسلامي شاني از شئون حکومت اسلام است، بلکه احکام مطلوبات بالعرض و امور آليه هستند که براي حکومت و اقامه عدل در جامعه وضع شده اند”(32) امام براي تاييد مدعاي خويش مبني بر تشکيل حکومت جهت برقراري عدالت به دلايل عقلي و شرعي استناد مي کنند .چرا که بر اساس استدلال و منطق نيز وجود حکومت سبب حفظ مرزها و جلوگيري از تجاوز اجانب مي شود و امنيت را در کشور برقرار مي کند و امنيت عمل مناسبي براي بسط عدالت و تعليم و تربيت است. از سوي ديگر امام درگيري ها و جنگهاي رسول اکرم(ص) را در راستاي بسط عدالت اجتماعي در جهان مي دانند و مي فرمايند: پيغمبر اسلام تشکيل حکومت داد مثل ساير حکومتهاي جهان، لکن با انگيزه بسط عدالت اجتماعي در جهان، مقصود انبيا از کوششها و جنگهايي که با مخالفين مي کرد کشورگشايي و اينکه قدرت را از خصم بگيرند و در دست خودشان باشد نبوده بلکه مقصر اين بوده که يک نظام عادلانه به وجود آورند تا به وسيله آن احکام خدا را اجرا نمايند”(33)
پي نوشت ها:
1- سوره مبارکه حديد. آيه.25
2- استاد شهيد مرتضي مطهري، وحي و نوبت ( تهران: صدرا، 1373) ص32
3- استاد شهيد مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي (تهران، صدرا، 1372) ص60
4- مرتضي انصاري. المکاسب (بيروت: موسسه النعمان للطباعته و النشر و التوزيع، 1410ق.1990م)ج .3 ص 147 و .148 به نقل از: کاظم قاضي زاده. انديشه هاي فقهي سياسي امام خميني (تهران: مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري، 1377) ص386
5- علاقه محمدحسين طباطبايي الميزان في تفسير القرآن (بيروت، موسسه علمي مطبوعات، 1453ق.)ج12 ص 353 به نقل از: کاظم قاضي زاده، پيشين، ص384
6- استاد شهيد مرتضي مطهري، بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي (تهران، حکمت، 1403ق.) ص 16 به نقل از کاظم قاضي زاده. پيشين ص385
7- سيد خدايار مرتضوي اصل. بررسي ميزان تاثير انديشه دموکراسي غرب بر شکل گيري نهادهاي حکومتي نظام جمهوري اسلامي ايران. پايان نامه کارشناسي ارشد علوم سياسي (دانشگاه تهران، 137457) ص148
8- همان.
9- محمدحسين جمشيدي، انديشه سياسي شهيد رابع امام سيد محمدباقر صدر(ره( )تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1377) ص255
10- همان ص 256
11- همان.
12- محسن موسوي گرگاني، (رابطه عدالت با عقل و دين) مجله نقد و نظر، شماره دوم و سوم سال سوم، بهار و تابستان 1376، ص279
13- امام خميني، تحريرالوسيله، جز اول (قم: موسسه مطبوعاتي اسماعيليان. (بي تا) ص 249 به نقل از قاضي زاده، پيشين ص386
14- استاد شهيد مرتضي مطهري، بيست گفتار (تهران، صدرا 1374) ص 143 و144
15- محمد حسين جمشيدي، پيشين. ص255
16- صحيفه نور، ص279
17- امام خميني، ولايت فقيه (حکومت اسلامي: (تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373) ص47
18- همان. ص 74
19- صحيفه نور، ج90، ص43
20- پيشين، ج9، ص 3و4
21- پيشين، ج7، ص219
22- آيت الله دکتر سيد محمدحسيني بهشتي، بررسي وتحليل از: جهاد، عدالت، ليبراليسم، امامت (بي جا: ستاد برگزاري مراسم هفتم تير، بي تا) ص 23 و 24
23- استاد شهيد مرتضي مطهري، زندگي جاويد يا حيات اخروي (قم: صدرا، 1373) ص46
24- استاد شهيد مرتضي مطهري، بيست گفتار، پيشين، ص128
25- استاد شهيد مرتضي مطهري، اسلام و مقتضيات زمان، (تهران: صدرا، 1374) ص312
26- محمدحسين حسني، نوسازي جامعه از ديدگاه امام خميني(تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، 1377) ص89
27- عبدالهادي حائري، تشيع و مشروطيت در ايران (تهران: امير کبير، 1346) ص304
28- محمدحسين نائيني، تنبيه الامه و تنزيه المله (تهران: شرکت سهامي انتشار 1342) ص69
29- سيد محمد ثقفي. (انديشه سياسي ميرزاي نائيني) مجله حکومت اسلامي، شماره اول، سال دوم 1376، ص140
30- نهج البلاغه، خطبه.40
31- امام خميني، ولايت فقيه، پيشين ص31
32- امام خميني، کتاب البيع ج2(قم، اسماعيليان، بي تا) ص 31 به نقل از کاظم قاضي زاده. پيشين. ص88
33- صحيفه نور، ج 8 ص .81
عدالت در ديدگاه امام خميني(ره)،نويسنده: نجمه اسدپور زاوه اي، روزنامه رسالت > شماره 5935 21/5/8

به نقل از سایت اندیشه سیاسی

لازم است متذکر شویم عدالت و قانون برای همه است وهمه باید در مقابل قانون یکسان باشند

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 17:38  توسط hanife |

برچسب: اانديشه,برقراري,اجتماعي, نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:24

صفحه بندی