در اين بخش از سخن، واژه و مفهوم نظارت از دو زاويه لغوى و بررسى ويژگيها مورد توجه قرار مى گيرد:
1. تعريف لغوى: «نظارت» از ماده «نظر» است و مرحوم «دهخد» در كتاب لغت نامه (ج 14) ذيل واژه مذكور، آن را به نگريستن در چيزى با تأمل، چشم انداختن، حكومت كردن بين مردم و فيصله دادن دعاوى ايشان، يارى دادن و مدد كردن و كمك كردن و نيز به معناى چشم، بصر، ديده، فكر، انديشه، تفكر، رويه، دقت، تأمل، تدبر، خيال، وهم، و اعتراض آورده است.
او «ناظر» را به معناى نظر كننده، نگرنده، نگاه كننده، بيننده، شاهد و كنايه از جاسوسى، ديده بان و نگاهبان مطرح نموده و در نهايت «نظارت» را به معناى نظر كردن و نگريستن به چيزى، مراقبت و در تحت نظر و ديده بانى داشتن كارى، نگرانى ديده بانى به سوى چيزى و مباشرت معنا كرده است.(1)
2. ويژگيهاى مفهوم نظارت: از آنجا كه واژه نظارت در يك رشته علمى و در يك حيطه و موضوع كاربرد ندارد، (چنانچه در ادامه اين مدعا به تفصيل مدلل مى گردد) از اين رو نمى توان تعريف اصطلاحى اجماعى و واحدى از نظارت ارائه كرد و در هر علم، نظارت معنا و كاركرد خاص خود را خواهد يافت؛ اما در معرفى مفهوم نظارت ويژگيهاى هشتگانه زير را در همه اقسام كاربرد اين اصطلاح و واژه مى توان ديد:
اول: در هر نظارتى چهار ركن را مى توان مؤثر ديد: «ناظر» و «عامل »(نظارت شونده)، كه البته ناظر و عامل مى توانند در يك مصداق جمع شده و به نوعى «خود كنترلى» برسيم، «فرآيند تحقق نظارت »(ديدن و كنترل آگاهانه امور) و نهايتاً «ابزارها و شيوه هاى نظارت .»
دوم: نظارت با عقلانيت در ارتباط است؛ چون نياز به ديدن، تجزيه و تحليل و تشخيص صحيح از سقيم و...دارد.
سوم: از ويژگى فوق، به اين خصيصه نيز مى توان رسيد كه نظارت كنشى «عامدانه و عالمانه » است؛ از اين رو هر نگاه تصادفى و از روى جهل را نظارت نمى نامند و از همين جاست كه نظارت در علوم اجتماعى، سياسى و مديريتى، تخصصى است كه افراد داراى استعداد مناسب بايد اين توانايى ها و قابليتها را طى دوره هايى كسب نموده و آموزش ببينند و در آن مسير تربيت شوند تا از عهده مسؤوليتى كه برعهده آنها نهاده مى شود، برآيند و به قدرى پيچيده است كه ممكن است هر دانش آموخته اى صلاحيت نظارت، كنترل و بازرسى را نداشته باشد.
چهارم: در همه نظارتها، فرض بر اين است كه عامل برحسب برنامه اى عمل كند و از اينرو بر او نظارت مى شود تا حركت صواب و يا ناصواب او ثبت و درج شود و چون برنامه ها برحسب اينكه آسمانى باشند يا زمينى، مستبدان آن را تدوين كنند يا مردمگرايان و... غايات متنوعى دارند. چهارچوبه و شيوه نظارتهانيزهمسان نبوده و از اين رو فلسفه نظارت نيز در هر مورد، با ديگر موارد تفاوتهاى اساسى داشته، ضمن اينكه وجوه مشتركى نيز دارند.
پنجم: ويژگى ديگر اقسام نظارتها آن است كه نظارت در جاهايى مطرح است كه حركتى علمى يا عملى، كمى يا كيفى، گسترده يا محدود، مخفى و يا آشكار و... متناسب با اهداف مقرر، در جريان باشد. از آنجا كه حين عمل احتمال خطاويا انحراف از مسير مى رود، از اين رو مورد كنترل و نظارت قرار مى گيرد. با همين مبنا در نگاه دينى از سوى خداوند و فرشتگان اعمال همه آدميان و حتى معصومين مورد نظارت و كنترل است؛ چنانكه قرآن مجيد در داستان يونس(2) پيامبر به اين نكته اشاره دارد كه حركت او در مواجهه با قومش كنترل شد و او در ادامه مسير، به خطاى در حركتش كه تحت نظارت خداوند بود، واقف گرديد و به خدا بازگشت و خداوند نيز اجابتش كرد و از اندوه نجاتش داد.(3)
از نكته ياد شده، به نتايجى چند مى توان پاى فشرد:
الف) اگر جوهره نظارت را به وجود فعاليت و تحرك بدانيم، هر چه حركت بيشتر، گسترده تر، قوى تر و هر چه قدرت مانور عامل بيشتر باشد، نظارت جدى ترى را نيز مى طلبد؛ زيرا خطاى بزرگان نيز بزرگ است. بر همين اساس در حوزه هاى سياسى، حكومتى و مديريتى هرچه مسؤولان داراى وظايف سنگين ترى باشند، نظارت بالاتر و دقيقترى را مى طلبند.
ب) فعاليتهايى كه در معرض نظارت است، تنها در تلاشهاى عملى و اجرايى خلاصه نمى شوند، بلكه تلاشهاى علمى و پژوهشى نيز نياز به نظارت دارد.
ج) بر همين اساس، امر نظارت هم، خود نياز به نظارت دارد؛ زيرا خود فعاليت نظارتى هم نوعى فعاليت و تحرك است. نكته كليدى درباره تفاوت فعاليتهاى نظارتى با ساير فعاليتها، آن است كه گرچه تلاشهاى نظارتى نيز نوعى تحركند، اما اگر به تعبير امثال «ويتگنشتاين دوم »(درفلسفه زبان)(4) هر حركت را بايد در گفتمان آن با بازى زبانى و تلاش به داورى نشست. بااين تعبير، گرچه ناظر و عامل هر دو فعالند، اما نوع بازى و فعاليت آنها از بنياد متفاوت است. «عامل»، بازى از نوع اول مى كند كه مستقيماً با امور مرتبط بوده، بازيگرى نموده و در داخل زمين و ميدان فعاليتهاست؛ اما «ناظر»، بازى از نوع دوم مى كند كه بازيگر مستقيم ميدان عمل نيست، بلكه بربازى نوع اول داورى نموده و از بيرون نسبت به صحت و سقم تلاشها به داورى مى نشيند. اينجا است كه قواعد و ضوابط بازى و تلاش نظارتى با ساير بازيها و تلاشها از بنياد متفاوتند و بر همين اساس است كه اگر هر كدام از اين دو (عامل وناظر) در كار همديگر دخالت كنند، رعايت قواعد بازى را نكرده اند. نيروهاى نظارتى نبايد فعاليتهاى مستقيم و اجرايى را به عهده بگيرند و نيروهاى عملياتى نبايد در كار داورى مداخله كنند.
د) اگر نوع فعاليت مورد نظارت بسيار متضاد شد (از فعاليتهاى علمى تا عملى و... ) از اينرو در عين تأكيد بر فلسفه نظارت مشترك براى همه اين فعاليتها (مثلا جلوگيرى از خطا و نقص)، به وضوح مى توان از مرزهاى مشترك و غايات گوناگون نظارتى نيز سخن به ميان آورد و اينجاست كه به «فلسفه هاى نظارت» و نه فلسفه نظارت مى رسيم.
ششم: از جهت «سطح تحليل»، ناظر مى تواند منفرد باشد (خدا، فرشته، انسان و...) و يا گروه و يا دولت و يا يك نهاد فرادولتى و فرامليتى؛ چنانكه نظارت شونده (عامل ) نيز مى تواند فرد، گروه، دولت و نهادهاى فرامرزى باشد و عمل نظارت نيز آشكار يا پنهان، مستقيم يا غيرمستقيم(5) و... محقق شود. علوم عمده مرتبط با بحث نظارت را در جدول زير مى توان ديد:
جدول سطوح ناظر و عامل و علوم مربوط
| نظارت كننده | نظارت شونده | علوم مربوط |
| فرد | فرد | اخلاق، عرفان، فقه، كلام، روانشناسى و علوم تربيتى |
| گروه | گروه | علوم اجتماعى، علم مديريت، جامعه شناسى سياسى |
| دولت | دولت | علوم سياسى، علم مديريت، فقه سياسى |
| نهادهاى فرامرزى | نهادهاى فرامرزى | روابط بين الملل، حقوق بين الملل، سازمانهاى بين المللى |
نكته قابل تذكر درباره جدول بالا آن است كه هر كدام از سطوح ناظر (فرد، گروه، و... ) مى توانند برچهار سطح نظارت شونده (فرد، گروه و ...) نظارت كنند و از اين رو و براساس رابطه ناظر و عامل، 16 شكل نظارت (فرد بر فرد، فرد بر گروه، فرد بر دولت، فرد بر نهادهاى فرامرزى و...) قابل فرض است.
هفتم: مجموعه نظارتهاى مربوط به آدميان در حيطه هاى سياسى - اجتماعى، درهمه سطوح ياد شده پيشگفته (فردى، گروهى و ...) را مى توان به چهار قسم نظارت تقليل داد: «نظارت دولت بر مردم» ;«نظارت مردم بر دولت» ;«نظارت مردم بر مردم» ;«نظارت دولت بر دولت »(برخى از اجزاى دولت بر برخى ديگر نظارت كنند). در ميان اين نظارتها، قديمى ترين و باسابقه ترين آنها، نظارت قسم اول است. (نظارت دولت برمردم ) و حال آنكه نظارت قسم دوم (مردم برحكومت و دولت)، به صورت نهادينه و مستمر از قدمت بالايى برخوردار نيست و پيشينه آن به قرون اخير بر مى گردد، هر چند در جهان اسلام و تنها در صدر اسلام و سيره علوى نيز مى توان از نظارت مردم برحكام، شواهدى جست.
برچسب:
نویسنده: هلیا خلیلی